مسیر - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 15:36
از محیط بلاگفا چیزی نمیدونم. اما اگر میخواستم تصویر ایگوی بیست و چند ساله ی خودم رو بکشم احتمالا پله هایی رو میکشیدم ممتد به آسمان و ایگو رو میکشیدم که تو مسیر این پله ها یه نگاهش به عمق بی برگشت پشت
جرقه - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 15:36
وقتی ذهنت جرقه میزنه به کی میگی؟ من اولین کسی که بتونه بشنوه. چقدر مهمه که اون چقدر اهمیت میده؟ انقدری مهم هست که بدونی که چی از دستش بر میاد بعضی وقتا بعضی آدمها کاری هم نمیتونن بکنن اگه نگم اکثر
داغ داغ داغ - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 15:36
عصبانیت مثل آب جوش درونم قل قل میکنه انتقامی که میگیرم اینه که آهنگ گوش میدم. یه آهنگ شیش و هشت یا راک اند رول و خودم رو فرض میکنم درحالی که در بی اعتنا ترین حالت از کنار موضوع مربوط رد میشم. و توی دل
Interstellar - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 15:36
به زمان نگاه می کند. تمام آنچه در دست هایش ندارد ولی بر چشم هایش نقش بسته است به سمت او می آید با رنگ طلایی درخشان مثل گردبادی از آهن و خاک او را در خود میگیرد و به گوشه ای از بی زمان پرتاب میکند. اینجا زمین نیست. ما در ناکجای بی زمان ایستاده ایم.
من پنجاه سااالمه! - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 15:36
توی تاریخ دوم دبیرستان، بخش تاریخ اسلام اولین دلیلی که میگفت چرا مسلمونا نمیتونستن ولایت حضرت علی رو بپذیر بخش شیخوخیت بود. یعنی این که کسی برای اینکه در سمت رهبری قرار بگیره باید سن بالایی داشته باش
روان رنجور - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 15:36
ده سالمه. روی یک برگه نوشتم دوست عزیزم، بابت بحثی که دیروز داشتیم متاسفم. امیدوارم من رو ببخشی و با من آشتی کنی. یه بادکنک زرد رو هم باد کردم که به دوستم هدیه بدم. نمیدونم چرا از همون موقع هم حس میکرد
کدومشون؟ - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 15:36
همون حسی که میخواد کسی کنارش باشه داره به حرفات جواب میده و نشون نمیده که میترسه از بی وفایی هات یا کسیه که انقدر تغییر کرده که دیگه فاصله ش رو با تو میدونه؟ کی میفهمم؟ مراقب باش مراقب باش مراقب باش.
دوباره نوشتن - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 15:36
چند سال پیش ( سال اول دانشگاه ) بعد از یک سری دراماهای شخصی که ایگو داشت نوشتن رو شروع کردم. نه که قبلش اینکارو نمیکردم. قبل تر هم ، خیلی قبل تر ، می نوشتم.اما کوششی و از سر احساس نیاز به پروروندن این